تبليغاتX
در شعاع نگاه دوست ذوب باید شد
 

«هدفی والا»

مأمون درباره جواد الائمه (علیه السلام) به هر حیله‏اى دست زد تا بتواند آن‏ حضرت را به ورطه فساد بیاندازد و از کرامت و هیبت او درچشم و دل مردم بکاهد؛ اما نتوانست کارى کند. یکی از آن حیله ها، ازدواج ام فضل دختر مأمون با امام جواد (علیه السلام) بود.

ممکن است که بپرسیم چرا امام جواد (علیه السلام) قبول کرد با دختر مأمون ‏ازدواج کند؟ براى پى بردن به جواب این سؤال، باید به جنبش مکتبى‏اى که‏ اهل بیت (علیهم السلام) آن را رهبرى مى‏کردند و نیز به مرحله‏اى که این جنبش درروزگار امام رضا (علیه السلام) و فرزندش امام جواد (علیه السلام) رسیده بود، نگاهى بیافکنیم.

در دوران خلافت مأمون، جنبش مکتبى به نهضتى مبدل شده بود که‏ مى‏توانست خود را در حکومت وارد کند و با قرار گرفتن در زیر چتر حکومت، از آن بهره‏بردارى نماید؛ در حالیکه پیشوایان معصوم ما دست از حرکت خویش برنمى‏داشتند. به تعبیردیگر، آنان خلافت را نمى‏پذیرفتند و با آن همکارى نمى‏کردند. گواه ما بر این ادعا، موضع امام رضا (علیه السلام) در قبال مسأله ولایت عهدى بود که آن‏ حضرت‏ آن را به شرط عدم دخالت در امور حکومتى پذیرفت.

اما حضرت جواد(علیه السلام) هنگامى که دختر مأمون را به همسرى خویش گرفت، داماد خلیفه شد و از این فرصت براى انجام ‏رسالت خویش بهره‏بردارى کرد. براستى داماد خلیفه شدن چه معنایى ‏مى‏توانست داشته باشد؟

هر کس که قدم به کاخ حکومتى مى‏گذارد، ممکن است والى یک منطقه‏ یا حکمران یک شهر گردد و یا دست کم به مقام قاضى القضات دست یابد. لکن ‏امام جواد (علیه السلام) در پى هیچ یک از این مشاغل نبود. بنابر این امام جواد از رهگذر این پیمان خویشاوندى، در حقیقت به دو مقصد رسید:

اولا: با پذیرفتن ازدواج با دختر مأمون، وى را از اندیشه قتل خود منصرف کرد.

ثانیا: دست دستگاه خلافت و مأموران آن را از رساندن هرگونه‏ گزندى به رهبران و اعضاى نهضت مکتبى شیعه با این ازدواج بست.

اما در کل، آن حضرت نارضایتی خود را از وضع موجود پنهان نمی‌داشت. امام جواد (علیه السلام) از این که در کاخ هاى عباسیان به آسودگى و رفاه زندگى کند و امور دینى شیعیان و مسلمانان را به فراموشى سپارد، چندان خوشدل‏ و راضى نبود و چنین به نظر مى‏رسد که اگر شرایط براى ترک اقامت در بغداد نامساعد نمى‏بود، آن‏حضرت در آن شهر مدت درازى اقامت ‏نمى‏کرد.

یکى از یارانش در این باره نقل مى‏کند که در بغداد بر امام جواد (علیه السلام) ‏وارد شدم و به آسودگى و رفاهى که در آن به سر مى‏برد اندیشیدم و با خودگفتم: این مرد هرگز به وطن خویش باز نمى‏گردد! امام سر به زیر افکند و آنگاه در حالى که رنگ رخسارش زرد شده بود، سر بلند کرد و فرمود: "خوردن نان جوین و نمک نیمکوب در حرم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ‏براى من خوشتر از این رفاهى است که اکنون مرا در آن مى‏بینى."(1)

بنابراین حضرت با این کلام، نارضایتی خویش را از زندگی در دربار مأمون اعلام کرد؛ اما به خاطر هدف والای خود که حفظ دین خدا و گسترش معارف اسلامی بود، مجبور گشت تن به این شرایط تن دردهد.

(بر گرفته از کتاب "هدایتگران راه نور - زندگانى امام محمد تقی (علیه السلام) تألیف: آیة الله سید محمد تقى مدرسى (با تلخیص))


سایت رشد، فرارسیدن آخر ماه ذی قعده، سالروز شهادت

خورشید تابناک ولایت و ستاره رخشان هدایت،

حضرت امام محمد بن علی الجواد (علیه السلام)

را به تمام شیفتگان آن امام همام، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت عرض می‌نماید.

 

باتشکر ایگاه اسلامی شیعی رشد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 7:21  توسط سید محمد سید بحری  | 

«مکارم خوبان»


امام سجاد (علیه السلام) مى‏فرمود: راه شناخت مسلمان دیندار به چند چیز است: به سخن بیهوده نگفتنش، به جدال نکردنش، به صبر و شکیبائیش و به خوش خلقیش‏.(1)

امام زین العابدین (علیه السلام) در کلیه صفات بارز انسانیت و اخلاق و فضیلت در حد کمال بود. نسبت به اهل زمان افضل و اعلم و در مکارم اخلاق و در راه صدقه و انفاق و مهربانی و خیرخواهی نسبت به فقرا و مساکین، از نیکوترین افراد بود و هیچ کسی به پای وی نمی‌رسید.

از صفات بارز آن حضرت این بود که هرکس نسبت به وی رفتار سوئی نشان می‌داد، برعکس با وی به نیکی و احسان رفتار می‌کرد. روزی با عده‌ای مواجه گردید که وی را به باد ناسزا و بدگویی گرفتند. اما آن حضرت به آنها رو کرد و گفت: "چنانچه سخن شما درباه من درست است، خداوند مرا عفو کند و اگر نسبت هایی که به من داده اید، نادرست بوده از خدا می‌خواهم گناه شما را عفو فرماید."

از یکی از خدمتگذاران امام از اخلاق آن حضرت جویا شدند. او گفت: روزها هرگز برای او غذایی نیاوردم و شب‌ها نیر هیچ گاه رختخواب پهن نکردم و این بدان جهت بود که اغلب در روز روزه داشت و در شب به عبادت مشغول بود.

با این که علی بن الحسین (علیه السلام) از هر کس نسبت به مادر خود بیشتر به احسان و نیکی رفتار می‌کرد اما از خوردن غذا با وی امتنا می‌ورزید. روزی یاران و نزدیکان آن حضرت درباره‌ی این موضوع از وی جویا شدند و از آن حضرت پرسیدند: شما از نیکوترین و اصیل ترین مردم هستید و از هر کس نسبت به مادر خود بیشتر به احسان رفتار می‌کنید. پس چگونه است که از غذا خوردن با وی خودداری می‌کنید؟ حضرت در جواب ایشان فرمود: "من شرط ادب و احترام را به جا می‌آورم و بیم دارم که به لقمه‌ای دست برم که مادرم زودتر متوجه آن شده باشد."

آن حضرت هیچ غذایی میل نمی‌کرد؛ مگر آن که همانند آن را به عنوان صدقه به فقرا اعطامی کرد. امام سجاد (علیه السلام) هر شب به تنهایی درب یکصد خانه را می‌کوبید و به دست مبارک خود به درماندگان و بیچارگان که از فرط آبرو و نجابت، فقر و گرسنگی خود را ابراز نمی‌کردند انفاق می‌کرد. در حالی که انبان غذا بر پشتش سنگینی می‌کرد، بی آن که از خدمتگزاران خود کمک بگیرد، خود غذا را تقسیم می‌کرد؛ زیرا نمی‌خواست کسی از این امر آگاه شود. از طرفی هم، عده‌ای از فقر و مساکین نیز میل نداشتند کسی آنها را بشناسد. لذا آن حضرت نیر می‌کوشید تا رازشان فاش نگردد.

اینها تنها بخش کوچکی از صفات اخلاقی امام سجاد (علیه السلام) بود. ایشان با توجه به شرایط بد زمان خویش، با رفتارشان بهترین الگو را برای اخلاق، که هدف والای جدشان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بود، به یادگار گذاشتند.بدون تردید، حفظ و عمل به این یادگارها از بهترین راهها برای افزایش خلوص و ایمان است.

 

"برگرفته از کتاب سیره امامان(2)، جلد سوم، تألیف: علامه سید محسن امین (با اندکی تصرف)"

 

وبلاگ یا حسین کاشان فرارسیدن پنجم شعبان، سالروز میلاد

زینت عابدان و سرور ساجدان،

حضرت امام علی بن الحسین (علیه السلام)

را به تمام مسلمین جهان، به خصوص شما دوست گرامی، تبریک و تهنیت می‌گوییم.

 

با تشکر از پایگاه اسلامی شیعی رشد

 

پاورقی ها:              

1ـ کان علی بن الحسین (علیه السلام) یقول: إن المعرفة بکمال دین المسلم، ترکه الکلام فیما لا یعنیه و قلة مرائه و صبره و حسن خلقه‏ (مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، صفحه 221)

2ـ متن مذکور از ترجمه کتاب توسط آقای حسین وجدانی انتخاب گردیده است.

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 7:28  توسط سید محمد سید بحری  | 

گزارش عملکرد دولت نهم ، جوابگويي به شبهات ، برنامه های آینده دولت احمدی نژاد

كارنامه دولت نهم

آمار عملكرد دولت

نيم‌نگاهی به کارنامه عملکرد دولت نهم

بررسي رويكرد دولت نهم در سياست خارجي

جوابگويي به برخي شبهات اساسي

گزارش عملكرد حوزه اقتصاد دولت نهم

گزارش عملكرد حوزه فرهنگ در دولت نهم

بازخواني انتقادات اقتصادي از عملكرد دولت نهم

پاسخ هاي آماري جالب داودي در جمع دانشجويان

مقايسه آماري عملكرد دولت نهم

سهام عدالت مزيت ها، ابهامات، اهداف و سوالهاي رايج

اهداف و اركان طرح سهام عدالت چيست؟

انتشار گزارش جمعيت ايثارگران درباره موسوي

آيا در دولت احمدی نژاد نرخ بيكاري افزايش یافته است ؟

نقدينگي، تورم، کسري بودجه در دولت نهم بروایت آمار

آيا موجودي حساب ذخيره ارزي در دولت نهم به صفر رسيد ؟

آيا دولت نهم از احكام قانون برنامه توسعه تخلف نموده است؟

اهمیت سهمیه بندی سوخت چه بود ؟

آيا سفرهای استانی بی فایده است و فقط بیت المال را هدر می دهد !

پول نفت را سر سفره مردم می آوریم!

ركورددار بالاترين متوسط تورم

شتاب نقدينگي در دولت نهم

آيا در دولت احمدي نژاد بانكهاي خصوصي ورشكسته شدند ؟

انتشار مجموعه پيامك هاي ارسال شده گروه اطلاع رساني نصر

در حاشيه اعلام موفقيت دولت نهم بر مبناي مقايسه ضريب جيني

آيا تورم و گرانی در دولت نهم نسبت به دولتهاي قبل بی سابقه بوده است؟

چرا سيب زميني رايگان توزيع ميكنند؟

چه اندازه دولت نهم در زمینه ی عدالت موفق بوده است ؟

آیا دولت در واردات افراط داشته است؟

کاهش رشد اقتصادی در دولت نهم ؟!!

اسراف در هزینه های دولت ؟!

مانور دادن روی سخنان مقام معظم رهبری برای حمایت از دولت کافی نیست ایشان از همه دولت ها حمایت کرده و خواهند کرد

جزئيات طرح احمدي نژاد براي مشارکت مردم در پروژه هاي نفت و گاز

كوچك سازي دولت

تصميمات كارشناسي

ايستادگي در برابر سكولاريسم

زن در دولت نهم

صنعت نفت و دولت نهم

اقتصاد ايران ، چالشها و طرح تحول

جراحي بزرگ و همه جانبه

بازگشت به روح انقلاب

بررسي رويكرد دولت نهم

بررسي عملكرد اقتصادي دولت نهم

دستاوردهاي دولت نهم در بخش كشاورزي

گزارش عملكرد فرهنگي دولت نهم

گداپروري يا اداي حق؟

تورم چيست و دولت نهم براي مهار آن چه كرد؟

رابطه پوپوليسم و دولت نهم

برابرى صادرات غيرنفتى دولت نهم با 4دولت قبل

رئیس جمهور در روستاها

بیانات مقام معظم رهبری در حمایت از دولت نهم، بر اساس سیر تاریخی

مصوبات سفرهای استانی به کجا انجامید؟(دستاورد سفرها)

برداشت اول/ شماره پنجم/ پرونده سفر به سوی دولت اسلامی

آمایش سرزمینیِ اسلامی - ایرانی (استان قم)

آمايش سرزميني اسلامي ايراني در دستاوردهاي سفرهاي استاني دولت نهم

بیانات رهبر معظم انقلاب درباره سفرهای استانی

 

 

اندازه تصاویر A3 با فرمت JPG و 150 Dpi در اختیار شما قرار گرفته

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 20:45  توسط سید محمد سید بحری  | 
 «فدک؛ فریادی فراتر از میراث»
 
"کنون خلافت را همچون اشترى مهار کرده و جهاز بر نهاده، در اختیار گیر!اما روز حشر بی گمان فرا خواهد رسید. و بدان که دادگرترین حاکم، خداوند و دادخواهترین مدعّى، محمّد و بهترین میعادگاه قیامت است و در آن روز، تباهکاران به زیان در خواهند ماند."               
فرازی از خطبه ى فدکیه حضرت زهرا(علیها السلام)
آخرین روزهای زندگانی فاطمه زهرا (علیها السلام)، با غصب خلافت و تحریف پیام پیامبر پیوند می‌خورد. در روزهایی که حکومت، تلاش بر به انزوا کشیدن علی (علیه السلام) دارد، فدک اهمیتی دو چندان می‌یابد. فدک(1)، سرزمینى است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آنرا به فاطمه (علیها السلام) هدیه فرمود.لیکن پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، دستگاه خلافت آن را مصادره کرد. در مقابل، حضرت زهرا (علیها السلام)براى مطالبه حق خود اقدام نمود و ادعاى مالکیت آن را مطرح کرد؛ ولى حکومت، ادعاى آن حضرت را نپذیرفت.اما شاید هدف اصلی فاطمه (علیها السلام)و تلاش خستگی ناپذیر وی در آن ایام در پس پرده بحثها پنهان مانده باشد.قطعا بازگشت به سخنان فاطمه (علیها السلام) در آخرین روزهای حیات، روشنگر راز اعتراض اوست.
بررسی خطبه حضرتزهرا (علیها السلام)،که در مسجد نبوى، رویاروى خلیفه و در حضور جمعیت انبوهى از مهاجر و انصار ایراد شد، زوایای مهمی از این مطالبه را روشن می‌سازد. در این خطبه، که به "خطبه فدکیه" مشهور شد، بیشتر سخن، در مدح على(علیه السلام) و ستایش موضع گیرى هاى اسلامى و جاودانه ى او و اثبات حق اهل بیت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌باشد؛ آن جا که مى گوید: "آنها وسیله ى رسیدن انسان‌ها به خداوند و خاصان و پاکان اویند و گواهان غیب الهى و میراث بران خلافت و حکومت پیامبرانند."
از سوی دیگر، این خطبه سرزنش و نکوهش مسلمانانی را که تعالیم پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)را به فراموشی سپرده اند، در بر دارد: "آنان به نگون بختى درافتاده اند و ناشایستى را به خطا و بى تدبیر برگزیده و به آئین گذشتگان خود، بازپس گشته اند و به قصد آب، به آبشخور دیگران دست یازیده اند و امر مهم خلافت را به نااهل آن سپرده و با این کارها، به فتنه ى عظیمى فروافتادند." سپس صدیقه طاهره (علیها السلام) به انگیزه هاى شومى که عده‌ای از مسلمانان را به ترک قرآن وامى دارد، توجّه مى دهد و بالاخره مخالفت آشکار آنان را نسبت به حکم و فرمان الهى در باب خلافت و امامت، بیان مى دارد.
همانگونه که به خوبی مشخص است، این جملات بیشتر از آنکه به مطالبه زمین فدک بپردازد، به نقد سیاست حاکم مربوط می‌شود. دغدغه اصلی فاطمه(علیها السلام) میراث نیست، بلکه جدایی اسلام از کفروایمان از نفاق است.هدف والاى فاطمه (علیها السلام)،که قدرت طلبان به خوبى آن را مى شناختند، اثبات میراث و مال پدرى نبود، بلکه وى همت در محو آثار انحراف پس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) بسته بود. اما رسیدن به این هدف، نه با ارائه مدارک در خصوص مالکیت فدک، بلکه به این وسیله ممکن بود که وى از گمراهى و خطاکارى مردم، شواهد زنده اى ارائه دهد و این دلایل را در پیشگاه تمامى امت اقامه نماید. نقش فاطمه (علیها السلام) این بود که اموالى را که حکومت از او گرفته بود، مطالبه کند و آن را مقدمه اى براى مناقشه در مساله اى اساسى، یعنى خلافت، قرار دهد.
 
از این روست که سالها بعد وقتی که هارون الرشید، خلیفه عباسی، از امام موسی بن جعفر (علیه السلام)میخواهد که آن حضرت مرزهای فدک را مشخص کند تا به ظاهر، فدک را به فرزندان حضرت زهرا (علیها السلام) باز گرداند، امام (علیه السلام)در بیان مرزهای چهار گانه فدک، مرزهای کل سرزمین اسلامی را معرفی می‌کند.(2) در حقیقت جواب امام هفتم (علیه السلام)پرده از چهره باطنی قیام حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، که همانا اعتراض بر غصب خلافت است، بر می‌دارد و بدین سان مرزهای سیاسی فدک از مرزهای طبیعی و جغرافیایی آن جدا می‌شود.
 
بنابر این، فدک سمبلى از معنایى عظیم است که هرگز در چهارچوب آن قطعه زمین تصاحب شده حجاز نمى گنجد. این موضوع مهم، معناى پنهان فدک است که نزاع مربوط به آن را، از قالب مخاصمه اى سطحى و محدود، به جانب قیامی وسیع و پردامنه سوق مى دهد. آری، منازعه ى فدک قیامى علیه اساس حکومت است و فریاد آسمان گیرى است که فاطمه (علیها السلام) خواست به وسیله ى آن سنگ کجى را که حکومت پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر آن بنا شد، در هم فروشکند.
(برگرفته از "فدک در تاریخ"، تألیف:"آیت الله شهید سید محمد باقر صدر"، ترجمه محمود عابدی، (با اندکی تصرف و اضافات))
وبلاگ یا حسین کاشان  3 جمادی الثانی، سالروز شهادت مظلومانه
بزرگ مدافع اسلام و آئین پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)
حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)،
را بر تمام مسلمانان جهان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت می‌گوید.
 
به همین مناسبت، سایت رشد چند فایل صوتی و پشت زمینه زیر را آماده نموده و تقدیم می نماید. در صورت تمایل می توانید با کلیلک بر روی عکس زیر، آنها دریافت نمائید.
تصویر پس زمینه به مناسب شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
 
 
 
 

پاورقی ها:
 
1)      فدک قریه اى در حجاز است که فاصله ى آن تا مدینه دو یا سه روز راه بود. این قریه از آغاز تاریخ خود، سرزمینى یهودى نشین بود که طایفه اى از یهود، در آن زندگى مى کردند. این وضع سالها ادامه داشت تا با قدرت یافتن اسلام، در سال هفتم هجرى، یهودیان به وسیله واگذاری نیمه فدک و به روایتى تمامى آن، با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مصالحه کردند. چون بر طبق قرآن کریم فدک به نیروى نظامى و قواى قهریه فتح نشده بود، به مالکیت خاص رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درآمد. آن حضرت نیز، پس از مدتى بر طبق دستور خداوند آن را به فرزند عزیز خود، زهرا (علیها السلام)واگذار کرد. فدک تا روز رحلت نبى اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در اختیار فاطمه (علیها السلام) بود. پس از درگذشت بنیانگذار اسلام، خلیفه ى اول- بنا به تعبیر صواعق المحرقه- آنرا از زهرا (علیها السلام) بازگرفت.
 
2)      بحار الانوار، جلد 48، صفحه 144، حدیث 20 (به نقل از کتاب مناقب)

 

,

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 7:12  توسط سید محمد سید بحری  | 

حماسه وجود اخلاقى حضرت زهرا (عليها السلام) در تاريخ

 

گاه اشخاص هيچ اثرى از خود نمىگذارند و بى نام و نشان مىميرند ، گاه هم در روزگار خود اثر مىگذارند و پس از مرگ فراموش مىشوند و گاه هم اشخاصى پيدا مىشوند كه در تمام روزگاران اثر گذارند . وجود تاريخِِي اين كسان به يكى از سه گونه است :

* وجود تاريخى مادى ـ عينى .

* وجود تاريخى فعلى ـ رفتارى .

* وجود تاريخى نظرى .

وجود تاريخى مادى به گونه هاى مختلف تحقق مىپذيرد مانند ادامه وجود با اعقاب و نوادگان و آرامگاه و آثار عينى ملموس همچون آثار هنرى كه از ميكل آنژ به جاى مانده كه يكى از اركان ماندگار و عظيم هنر غرب است .

وجود تاريخى فعلى ـ رفتارى ، به سنت ها و عادت ها و رفتارهاى متراكمى است كه شخص بنياد مىنهد و ترويج مىكند خواه مثبت باشد و خواه منفى . در ادبيات دينى ما به اين رفتارهاى متراكم ماندنى « سنت » اطلاق مىشود .

وجود تاريخى نظرى هم با وجود شخصيت والا و گرانمايه و معارف بلند انسانى و دينى كه توليد مىكند صورت مىبندد كه در ابديت زمان همه را از صاحب نظران گرفته تا افراد عادى به خود و به مواريث معارفى خود مشغول مىكند . حضرت مسيح از جهت وجودى و ارسطو از جهت علمى بدينگونه هستند .

خلاصه آنكه برخى افراد قابليت و استعداد بقا در تاريخ دارند يا در يكى از ابعاد سه گانه يا در تمام آن ابعاد . حضرت زهراى اطهر (عليها السلام) در هر سه بعد تبلور و تجسم تاريخى دارند :

درباره بعد فعلى ـ رفتارى وجود تاريخى حضرت زهرا (عليها السلام) ، به حق مى توان گفت كه آن حضرت از اين جنبه شگفتى ساز و دگرگون كننده است ! زن جوانى كه بيش از هجده بهار از عمر او نگذشته بود ، پايه گذار يك سنت ـ رفتار متراكم ـ و مبدل به يك الگوى تمام عيار مى گردد تا آنجا كه امام عصر ( عج ) درباره ايشان مى گويد:

وَفِى ابْنَةِ رَسُولِ اللّهِ (صلى الله عليه وآله) لِي أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ.

انسان شناسان را اصطلاحى است به عنوان « شخصيت اساسى » . بنابراين اصطلاح ، حضرت زهرا (عليها السلام) با تجريد از قيد و بندهاى فردى ، يك سرمشق مطلق مى شود و بدينگونه در جاودانه تاريخ ماندنى مى گردد كه چنين هم شد .

جامعه شناسان مى گويند سر منشأ اوضاع بحرانى نسل جوان در جهان سوم ، خلأ الگوى رفتارى است . در اين حيطه حضرت زهرا (س) می تواند منجی و مشکل گشا باشد، چراکه آن حضرت الگوی کامل و بی عیب و نقصی است که می تواند سرمشق جامعه باشد.

فاطمه عليهاالسلام مظهر عفاف و حجاب فاطمه عليهاالسلام بهترين مظهر عفت و پوشش ‍ زنان مسلمان است ؛ زيرا با توجه به اين كه فاطمه عليهاالسلام آن بانويى نبود كه كاملا با خارج از خانه قطع رابطه كرده باشد؛ چون تاريخ گواه است كه وى دعوت ديگر زنان را مى پذيرفته ، هم چنين جهت تهيه وسائل روزمره به ويژه در روزهايى كه حضرت على عليه السلام حضور نداشتند بيرون مى رفته ، مرتب به خانه پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و آمد مى كرده ، در جنگ احد، به همراه ديگر زنان به مداواى زخمهاى پيامبر صلى الله عليه و آله پرداخته ، و در فتح مكه و حجة الوداع همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بوده و پس از شهادت حمزه پيوسته به احد مى رفته ، و گاه برخى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله را به همراه آن حضرت به حضور مى پذيرفته ، اما با اين حال باز هم بر مسئله عفاف و حجاب زن سخت تكيه مى كرده است .فاطمه عليهاالسلام در پى آن بود كه زن به كرامت انسانى اش پى ببرد، و خود را فداى اميال و هوسهاى ديگران نكند، فاطمه مى خواست كه دامان زن مسلمان و هر آزادانديش را از هر گونه فساد اخلاق و روابط نامشروع و ضد ارزشهاى دينى پاك نگه دارد.از حضرت على عليه السلام روايت شده كه فرمود: ما روزى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بوديم ، فرمود به من خبر دهيد چه چيز براى زنان بهتر است ؟هيچكدام نتوانست جواب حضرت را بگويند و برخواسته پراكنده شدند.من به نزد فاطمه عليهاالسلام آمدم و سؤ ال را براى او نقل كردم و در ضمن گفتم كه هيچيك از ما جواب رسول خدا را نمى دانستيم ، حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود من جواب سؤ ال را مى دانم سپس فرمود: بهترين ویژگی براى زن اين است كه هيچ مردى او را نبيند و او هم هيچ مردى را نبيند.من به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله برگشتم و گفتم يا رسول الله بهترين چيز براى زن اين است كه هيچ مردى او را نبيند و او هم هيچ مردى را نبيند.حضرت با تعجب فرمود: شما كه قبلا اين جا حاضر بوديد و چيزى نگفتيد، پس اين جواب را از كجا آوردى ؟!گفتم از فاطمه .پيامبر صلى الله عليه و آله ضمن تعجب از دخترش فاطمه ، فرمود: براستى كه فاطمه پاره تن من است . نا گفته نماند كه اين حديث را هر يك به گونه اى معنى كرده اند كه برخى از آن ها چندان صحيح بنظر نمى رسد، مثلا برخى معتقدند كه مراد فاطمه عليهاالسلام اين است كه زن نگاه شهوت آلود به مرد نكند. و همچنين به زن چنين نگاهى نكند.در پاسخ بايد گفت : اين گونه نگاه كردن براى زن و مرد حرام است نه اين كه بهتر آن است كه چنين نگاهى نكند.و با اين بيان حديث را چه جور معنى كنيم ، آيا مقصود فاطمه اين است كه زن هرگز از خانه بيرون نرود، كه اين معنى هم صحيح نيست ، زيرا نه تنها اين امر امكان ندارد و عملى نيست ، بلكه با خطى مشى و سيره خود فاطمه مخالف است . زيرا عرض شد خود فاطمه عليهاالسلام رفت و آمد داشته .پس منظور حضرت از اين جمله چيست ؟بنظر مى رسد كه حضرت زهرا عليهاالسلام تكيه اش بر اين بوده كه زن تا مى تواند از حضور غير ضرورى خود بكاهد و در صورت حضور، از اختلاطهاى نامشروع و گفت و شنودهاى غير اخلاقى پرهيز كند.

برگرفته از سخنان استاد «حسین انصاریان»

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:44  توسط سید محمد سید بحری  |